به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «راز باران» نوشته معصومه عیوضی با حضور حمیدبابایی و نویسنده اثر در خبرگزاری مهر برگزار شد.
معصومه عیوضی، نویسنده رمان «راز باران»، در نشست نقد و بررسی این اثر درباره شکلگیری ایده اولیه کتاب گفت: ایده نگارش «راز باران» از زمانی شکل گرفت که مسئولان انتشارات پیشنهاد کردند ۱۰ نویسنده برای ۱۰ امام(ع) کتاب بنویسند. من نیز به عنوان عضو انجمن قلم، برای نگارش اثری درباره امام سجاد(ع) انتخاب شدم.
وی افزود: پیش از این کتاب، زندگینامه رابعه عدویه را نوشته بودم؛ شخصیتی که در طول زندگی خود تحول پیدا میکند و از یک خواننده و دفزن به فیلسوف و عارف تبدیل میشود. شاید یکی از دلایلی که امام سجاد(ع) برای نگارش به من پیشنهاد شد، همین تجربه قبلی بود.
عیوضی درباره روایت تاریخی «راز باران» توضیح داد: این رمان بر اساس یک روایت تاریخی درباره غلامی حبشی شکل گرفته است؛ غلامی که پس از گذراندن بخشهایی از زندگی خود به خانه امام سجاد(ع) میرسد و تحت تربیت ایشان قرار میگیرد.
این نویسنده با اشاره به شیوه مبارزه امام سجاد(ع) گفت: روش مبارزاتی امام سجاد(ع) متناسب با شرایط زمانه، اشک و نیایش بود. این شیوه با مبارزه امام حسین(ع) که در میدان جنگ و با شمشیر انجام شد تفاوت داشت. امام سجاد(ع) با دعا و نیایش تلاش کردند شیعیان را حفظ کنند تا از شرایط سخت آن دوران عبور کنند و این جریان به امام بعدی برسد.
وی ادامه داد: در روایت تاریخی، این غلام حبشی تحت تربیت امام سجاد(ع) قرار میگیرد و به مقام «مستجابالدعوه» میرسد. در دورهای که مدینه با قحطی هفتماهه مواجه شده بود، غلام به بالای کوه میرود و برای بارش باران دعا میکند و پس از دعای او باران میبارد.
عیوضی افزود: فرد دیگری که شاهد این ماجرا بوده، غلام را دنبال میکند و پس از رسیدن به خانه امام سجاد(ع)، از ایشان میخواهد غلام را به او بفروشد. امام سجاد(ع) نیز در پاسخ، غلام را به او میبخشد. غلام که به امام علاقه بسیاری داشته و ایشان را مانند پدر خود میدانسته، از این اتفاق ناراحت میشود و در نهایت در خلوت خود از خداوند طلب مرگ میکند و از دنیا میرود.
نویسنده «راز باران» درباره شیوه تبدیل این روایت کوتاه تاریخی به رمان اظهار کرد: من این روایت را به ساختار یک رمان تبدیل کردم و بخش مهمی از داستان را به گذشته شخصیت اختصاص دادم. در این اثر، ۱۷ سال از زندگی امام سجاد(ع) در قالب خاطرات و ماجراهای گذشته روایت میشود و زمان حال داستان نیز با ماجراهایی برای غلام همراه است.
روش مبارزاتی امام سجاد(ع) متناسب با شرایط زمانه، اشک و نیایش بود. این شیوه با مبارزه امام حسین(ع) که در میدان جنگ و با شمشیر انجام شد تفاوت داشت
وی افزود: در زمان حال، غلام پس از دعای باران هنگام بازگشت به خانه امام، با افرادی مواجه میشود که از گذشته با او دشمنی دارند و تصور میکند دشمنانش به دنبال او هستند. این ماجراها تا رسیدن دوباره او به خانه امام ادامه پیدا میکند و در نهایت مسئله طلب مرگ از خداوند شکل میگیرد.
عیوضی درباره پرداخت شخصیت غلام در پایان داستان گفت: مرگ او یک مرگ صرفاً تلخ و اندوهناک نیست؛ او با وجود از دست دادن امام، به شکلی روحانی با مرگ مواجه میشود و از این بابت گرفتار اندوه و فروپاشی نیست.
وی همچنین به حضور یک کنیز در داستان اشاره کرد و گفت: در داستان، رابطهای عاطفی میان غلام و این کنیز شکل گرفته و شخصیت دیگری نیز به این کنیز علاقهمند است که این روابط در جریان داستان به ماجراهای شخصیت اصلی پیوند میخورد.
روایت «راز باران» از دل تاریخ
عیوضی درباره ساختار زمانی رمان توضیح داد: بخش مهمی از ماجراجوییهای داستان در گذشته اتفاق میافتد و در طول روایت، ۱۷ سال از زندگی امام سجاد(ع) بازخوانی میشود. داستان از زمانی آغاز میشود که غلام حبشی متعلق به خولی بن یزید است؛ همان فردی که در واقعه کربلا سر مبارک امام حسین(ع) را به همراه داشت.
این نویسنده با اشاره به شیوه روایت اثر گفت: تلاش کردم از یک روایت کوتاه تاریخی، داستانی بسازم که زمان حال و گذشته در آن در کنار یکدیگر قرار بگیرند و گذشته شخصیت در جریان اتفاقات زمان حال به تدریج برای مخاطب آشکار شود.
وی در ادامه با اشاره به تصویر رایج از امام سجاد(ع) در روایتهای عمومی اظهار کرد: معمولاً در روضهها از امام سجاد(ع) با عنوان «بیمار کربلا» یاد میشود و بیشتر بر گریه و اندوه ایشان تأکید میشود، اما تلاش من در این کتاب این بود که وجه دیگری از شخصیت امام را نشان دهم؛ امامی که با اشک و نیایش، شیعیان را در یکی از سختترین دورههای تاریخی حفظ کرد.
این کتاب چندین بار بازنویسی شد و نگارش آن دستکم شش سال طول کشید. در این مدت کارشناسان مختلف اثر را بررسی و درباره آن نظر دادند و تلاش کردم با توجه به حساسیتی که در نگارش رمانهای دینی وجود دارد، روایت زندگی شخصیتها کامل و منسجم باشد
عیوضی ادامه داد: در دوره امام سجاد(ع) چهار قیام اتفاق افتاد که شرایط بسیار سختی را برای جامعه ایجاد کرد. حتی در ماجرای قیام حرّه، یزید دستور داد اموال و داراییهای مردم به غارت برود. امام سجاد(ع) در این قیامها موضعی اتخاذ کردند که هدف آن حفظ شیعیان بود، اما مردم مسیر دیگری را انتخاب کردند.
وی افزود: حتی در دوره قیام مختار نیز روش امام سجاد(ع) مبتنی بر حفظ جریان شیعه بود. اشک و نیایشهای ایشان بیدلیل نبود؛ حتی ذکر صلوات نیز میتوانست به شیوهای غیرمستقیم یادآور گذشته و حوادثی باشد که بر امام حسین(ع) و خاندان پیامبر(ص) گذشته بود.
عیوضی در پایان با اشاره به عنوانی که برای امام سجاد(ع) در ابتدای کتاب آورده است، گفت: در ابتدای کتاب از تعبیری درباره امام سجاد(ع) استفاده کردهام که ایشان را «زیباترین روح پرستشگر» معرفی میکند؛ تعبیری که از دکتر علی شریعتی نقل شده است.

«راز باران» پس از شش سال و چندین بار بازنویسی به چاپ رسید
عیوضی درباره روند نگارش «راز باران» گفت: این کتاب چندین بار بازنویسی شد و نگارش آن دستکم شش سال طول کشید. در این مدت کارشناسان مختلف اثر را بررسی و درباره آن نظر دادند و تلاش کردم با توجه به حساسیتی که در نگارش رمانهای دینی وجود دارد، روایت زندگی شخصیتها کامل و منسجم باشد.
او افزود: برای روایت گذشته، لازم بود داستان در زمان حال نیز پیش برود تا شخصیت اصلی به نقطهای از آرامش و سکون برسد و بتواند به گذشته خود بازگردد و آن را روایت کند. این ساختار کمک کرد گذشته و حال در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
نویسنده «راز باران» با اشاره به تجربه خود در کارگاه نویسندگی اظهار کرد: حساسیتهایی که درباره رمان دینی وجود دارد، بسیار زیاد است. فصل نخست رمان را در همان کارگاه ۱۰ نفره خواندم و بعد از نقدها، به دلیل ایرادهایی که درباره حضور کنیز و غلام در خانه امام مطرح شد، آن بخش را کنار گذاشتم. این تجربه برای من بسیار سخت بود و حرفهای زیادی شنیدم.
«عشق» برای پیگیری بیشتر مخاطب وارد داستان شد
عیوضی ادامه داد: با وجود این تجربه، تصمیم نگرفتم رمان دینی را کنار بگذارم؛ بلکه میخواهم در این حوزه قویتر بنویسم، اما سادهتر و خطیتر روایت کنم.
او با اشاره به دشواری نزدیک شدن مستقیم به شخصیت ائمه معصومین(ع) در ادبیات داستانی گفت: با توجه به حساسیتهای موجود، تلاش کردم شخصیت امام سجاد(ع) بهصورت مستقیم محور روایت نباشد و بیشتر از طریق غلام، مخاطب با ایشان آشنا شود.
این نویسنده افزود: در طول کتاب تلاش کردم ویژگیهای امام، نحوه پوشش، شیوه سخن گفتن، سخنان ایشان و اتفاقات تاریخی دوران زندگیشان را از طریق روایت غلام به مخاطب منتقل کنم. همچنین تلاش کردم نحوه رفتار و تربیت غلامان، کنیزان و شاگردان از سوی امام نیز در داستان دیده شود.
او گفت: اگر مخاطب کتاب را تا پایان دنبال کند، میتواند به تصویری از سیره و روش امام سجاد(ع) در زندگی و نحوه رفتار ایشان با اطرافیان دست پیدا کند.
عیوضی درباره حضور شخصیت کنیز و خط عاطفی داستان نیز توضیح داد: در ابتدا تصمیم داشتم مسئله عشق را در داستان دینی وارد نکنم، اما پس از مدتی و با گذشت یکی دو سال، در این زمینه تجدیدنظر کردم.
او ادامه داد: آقای شاکری نیز که از ایشان بسیار آموختهام، معتقد بودند وجود چنین خطی میتواند به داستان کمک کند و باعث شود مخاطب پیگیر روایت بماند و داستان را دنبال کند.
«راز باران» از نظر روایت و شخصیتپردازی نیازمند بازنگری است
حمید بابایی، منتقد ادبی، در نقد رمان «راز باران» گفت: پیش از پرداختن به هر مسئلهای در ادبیات باید از خود بپرسیم چرا رمان میخوانیم و چرا تاریخ میخوانیم؛ زیرا تاریخ، رویدادهای گذشته را روایت میکند، اما رمان به این رویدادها روح و زندگی میدهد و مخاطب را با شخصیتها همراه میکند. بنابراین در رمان تاریخی باید دید آیا مخاطب میتواند بهراحتی با داستان همراه شود و در عین حال اطلاعات تاریخی دریافت کند یا نه.
او ادامه داد: به نظر من در «راز باران» فرم در خدمت اثر نیست؛ زیرا مخاطب از یک سو با ابهامهای تاریخی مواجه است و از سوی دیگر نثر و زبان شاعرانه اثر، که در بخشهایی نیز افراطی شده، مانع از آن میشود که بهراحتی قصه را دنبال کند.
مسئله مهم در رمان تاریخی و دینی این است که نسبت مخاطب امروز با شخصیت تاریخی چگونه شکل میگیرد. اگر قرار است رمان دینی بنویسیم، باید به این پرسش پاسخ دهیم که نسبت انسان امروز با امام سجاد(ع) چیست
بابایی با اشاره به ساختار غیرخطی رمان اظهار کرد: در بخشهایی از اثر، بدون پل ارتباطی مشخص، روایت از زمان حال به گذشته میرود و این مسئله آن را به روایتهای سیال ذهن نزدیک میکند. در رمانهای مدرن، شکستن خط زمانی ممکن است آگاهانه و مؤثر باشد، اما در کنار آن باید شخصیتپردازی و روایت نیز به اندازه کافی روشن باشد.
این منتقد ادبی افزود: در بخش قابل توجهی از رمان، بهویژه حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ صفحه ابتدایی، ابهام زیادی وجود دارد و شخصیتها برای مخاطب بهدرستی قابل تشخیص نیستند. بخشی از مسائل در یکسوم پایانی روشن میشود، اما این برای مخاطبی که ممکن است پیش از رسیدن به آن بخش کتاب را کنار بگذارد، ریسک بزرگی است.
او با اشاره به تفاوت میان روایت خطی و غیرخطی گفت: اگر قرار است چنین داستانی با این حجم از اطلاعات تاریخی و با این زبان نوشته شود، به نظرم روایت خطی میتواند بخشی از ابهام زمانی را از دوش مخاطب بردارد. سادهتر شدن زبان نیز میتواند به ارتباط مخاطب با داستان کمک کند.

داستان برای این حجم از رمان، لاغر است
بابایی مهمترین مسئله «راز باران» را کمحجم بودن قصه نسبت به گستره رمان دانست و گفت: ماجرای اصلی داستان برای این حجم از کار، لاغر است و در کنار آن، شخصیتها نیز در بخشهایی مبهم باقی میمانند. از طرف دیگر، شاعرانه بودن بیش از اندازه نثر و برخی تکرارها، از جمله تکرار صحنه تنور، به روایت لطمه زده است.
او ادامه داد: در رمان تاریخی و بهویژه رمان دینی، مخاطب باید بتواند بهتدریج با شخصیتها و جهان داستان ارتباط برقرار کند. بنابراین نویسنده باید مراقب باشد عناصر فرمی، از جمله شاعرانگی و بازی با زمان، به مانعی برای دنبال کردن قصه تبدیل نشوند.
این منتقد ادبی همچنین به برخی جزئیات تاریخی اثر اشاره کرد و گفت: در بخشی که کاروان اسرا وارد کوفه میشود، شخصیتهایی حضور دارند که رفتار و سخنانی به آنها نسبت داده شده است که نیازمند بررسی دقیق تاریخی است. در چنین آثاری، حتی جزئیات نیز باید با حساسیت بررسی شوند، زیرا مخاطب با یک رمان تاریخی روبهروست.
بابایی درباره استفاده از جملاتی منسوب به صحیفه سجادیه در رمان نیز گفت: باید مشخص باشد این جملات در چه دورهای و از چه مسیری در اختیار شخصیت داستان قرار گرفتهاند. اگر غلام بهعنوان کاتب صحیفه معرفی میشد، استفاده او از این جملات و آشناییاش با صحیفه توجیه روایی بیشتری پیدا میکرد، اما در وضعیت فعلی این بخش نیازمند دقت و بازنگری است.
رمان دینی باید نسبت مخاطب امروز با شخصیت تاریخی را بسازد
بابایی با تأکید بر ضرورت داشتن رویکرد انتقادی یا دستکم بیطرفانه نسبت به سوژه در رمان تاریخی گفت: وقتی درباره شخصیتی مانند امام سجاد(ع) مینویسیم، با شخصیتی مواجهیم که از پیش در ذهن مخاطب، شخصیتی مثبت و شناختهشده است. بنابراین مسئله این است که این شخصیت در رمان چه چیزی را قرار است کشف کند و مخاطب قرار است چه چیزی را درباره او کشف کند.
او افزود: مسئله مهم در رمان تاریخی و دینی این است که نسبت مخاطب امروز با شخصیت تاریخی چگونه شکل میگیرد. اگر قرار است رمان دینی بنویسیم، باید به این پرسش پاسخ دهیم که نسبت انسان امروز با امام سجاد(ع) چیست و اثر چگونه میتواند این ارتباط را برای مخاطب معاصر ایجاد کند.
این منتقد ادبی ادامه داد: من معتقدم ادبیات دینی در این زمینه گاهی دچار ظلم میشود؛ زیرا صرفاً یک گونه از رمان دینی مورد انتظار قرار میگیرد و از نویسنده خواسته میشود تاریخ را بازگو کند، در حالی که رمان تاریخی باید بتواند گذشته را به اکنون پیوند بزند.
بابایی با اشاره به تلاش نویسنده برای تجربه فرم متفاوت در «راز باران» گفت: اینکه نویسنده تلاش کرده در فرم تجربهای انجام دهد و حتی در نهایت به این نتیجه برسد که روایت خطی برای اثر مناسبتر است، برای من قابل احترام است. من نویسندهای را که ریسک میکند، میپسندم و استفاده از شخصیتی مانند غلام سیاهپوست را نیز از نکات مثبت اثر میدانم.
او در پایان گفت: با این حال، اثر بهطور جدی نیاز دارد روایت آن تثبیت و منسجم شود. اگر نویسنده شاعر نیست، باید شاعرانگی متن را کنترل کند، زیرا در بخشهایی با شاعرانگی بیمورد و اطناب مواجهیم. همچنین باید از تکرارهای غیرضروری پرهیز شود تا قصه و شخصیتها فرصت بیشتری برای دیده شدن پیدا کنند.



نظر شما